مجموع Bouda در طول جشنواره دیوالی partied. کودکان و افراد کمتر خوشبخت آواز در درب های خیابانی برای یک سکه، فقط زمانی که ما در آواز خواندن "fastalavn نام من ..." و یا رفتن "کلاهبرداری یا درمان" برای هالووین. دیوالی فستیوال نور، که در آن شما ملاقات با خانواده و دوستان در خانه است. Rikke و من به momos hofret vegatar ما بر روی پشت بام می خوردند و نزد گنبد نورانی لذت می برد.
فقط وارد در کاتماندو در نپال بود به خودی خود بزرگ مایل به حقیقت می پیوندند و به در Norbu Sangpo جایگزین که در آن نام ما در خانه و ما با چای شیرین عسل زنجبیل لمس شد مورد استقبال است. توشه ما پرتاب و نمی تواند به زودی به اندازه کافی از زندگی را به شهرستان Boudanath. اما رسیدن به جایی که ما می خواهیم از طریق یک کوچه کوچک و به طور ناگهانی باز می شود تا فضای بزرگ با گنبد زیبا (بزرگترین نپال) من می توانم تصور کنید، جادویی پس از آن بود که من کاملا فراموش کرده برای نفس کشیدن، به طور جدی ... بود به عنوان دید خیره کننده است. گنبد در اصل بنای مراسم تشییع جنازه برای حاکمان است. همه stupas در طراحی مشابه ساخته شده است، هر چند به نظر می آیند. چهره پایین زمین، kupplen آب، شفت متشکل از 13 حلقه آتش ایستاده است. هلال است که مسئول هوا و پس از آن خورشید که نمادی از فضای بالای آنها است. عدد هدبند رنگ نمادی از رنگین کمان و چشم بودا در حال تماشای همه گوشه و کنار جهان است. به طور خاص، trængsen در اطراف گنبد در اوایل صبح است. یکی همیشه در جهت عقربه های ساعت، به عنوان در تمام sammenhænge.Man بودائیان افراد مسن در سرعت نسبتا بالا با مهره های خود را مالا / نماز در دست راست خود را در لباس سنتی تبتی است. مردان مبتلا به بالای استخوان های گونه و موهای بلند و جواهرات، کودکان در صندل سبک، راهبان زیادی و در داخل دیوار، که در آن مجاز است به در، شما می توانید ببینید زائران انجام نماز می افتد. آنها با ژنده پوش خود را در دست، زانو زده و اسلاید ایستاده در موقعیت خوابیده به پشت گسترده و تکرار بسیاری از اوقات، آن را به طور جدی ورزش دشوار است. هر روز از هفته در Bouda بود من را به مراقبه در اطراف بار گنبد چند روز رفت. این است که در آن قلب است، buzzes شهر و کبد، در سرعت بسیار بالا در رهایی بخش ترین راه موثر میانه من همیشه تجربه هستند. تمام این شهر و همه ساکنان "حال حاضر" روحانی نزدیک است، و به آن لطمه می زند ... آن است که فورا بسیار مشکل تر را با کلمات توصیف است. عضویت ما در اینجا در یک تور کوچک در اطراف گنبد ... که فروش انواع تبت و buddisiske مسائل است. Namasté.
ببینید چه زیبا هم ما در حال حاضر پیش بروید. سرد ... اما بسیار نفس گیر است.
من تا به حال یک گردو تازه دیده می شود هرگز، تا زمانی که من راه رفتن در کوه های جنوبی ترکیه با سینوس دوست من، که در استانبول زندگی می کند. او می گوید که ترکها را به گردو های تازه به خوشمزه ترین ترشی و شور مانند چیزی است که آنها با سوسیس و پنیر می خورند. متاسفانه ما بدون آشپزخانه زندگی می کردند و می تواند حتی ساخت ظرافت ... و این تنها چیزی شما خرید بر روی شیشه به پایان رسید ظاهرا.
ما باید در حال حاضر بسیار دور به پاییز قبل از اینکه خودم رو به رویا می رم پشت به لحظات تابستان طولانی را با دوستان و بچه ها در همه جا در خانه نیست. در اینجا «حزب گربه" مونتاژ شده است. ما 3 دختران و semitøs شده ... همه با بچه یا سگ. در حال حاضر سرگرم کننده به آتش نشسته و ضرب و شتم داستان های خوب در طول شب بدون نیاز به مدیریت سطح الکل به دلیل این که شما به درایو خانه از خواب بیدار و با موهای tousled و tempos مختلف است. همانطور که در روز کلاس در اردوگاه مدرسه، åhhh من آن لحظات را دوست دارم.
یکی از بهترین من برای خودم انجام داده بود، به پاره یک هفته از تقویم و یک عقب نشینی یوگا. من باید هفته من børnefri پرواز به مطابقت و برخی بر روی اینترنت در دادگاه محاکمه و به جلو آمد به Hollidays یوگا گل افتاب گردان ، tyrkist / زندگی زوج انگلیسی در ترکیه. آنها را انواع مختلف معلم یوگا با مهمانان از سراسر جهان آن را نگه دارید و آنها را در استراحتگاه های مختلف، به طور کامل توسط باغ فرشته افسون که تقریبا کشتی نوح در وسط کوه های نه چندان دور از دریا. در حال حاضر 3 سال از من برای اولین بار به آنجا رفت، و از آن زمان وجود دارد در کار عکاسی مواضع یوگا و پشت صحنه ها از ارائه بسیاری از آنها شده است. در اینجا تصاویری از باغ فرشته، صاحبان آن (پدر و پسر) سالن یوگا، پوشش داده شده است که در فضای باز، bålaften دنج و غیره لذت ببرید
با کلیک بر روی تصاویر در اندازه کامل: من در اینجا دو indsjæle، مایکل و دیوید بوده است که این ایده را غیر معمول خوب را به یخ سیسیلی برای دستور العمل های خوب خانواده که دیوید، از آنجا که ریشه های خود را به بازگشت به سیسیل. آنها به نوبت به بستنی را هر روز صبح. من با تمام صبح قبل از ساعت های کسب و کار در isbiks های زیبا Skydebanegade در Vesterbro بود. دیوید است برنامه ای به دقت برنامه ریزی شده برای رسیدن به تمام انواع یخ و همچنین پخت brioche تازه است. هنگامی که ساخت بستنی، هیچ چیز وجود دارد که در افت و یا یک کمی بی پروا همه چیز را باید به دقت اندازه گیری و یا وزن. من با روال دیوید است که تیغ تیز را تحت تاثیر قرار می شود. اما هنگامی که شما بر روی آیتم مورد نظر شما فروش مزه ... این است که هست و متعالی از آن است که بدون مقایسه است. من فقط از میلان، که در آن سهمیه بندی به دیدار حداقل 3 gelataria'er مختلف هر روز ... به خودم فکر می کنم که من در عطر و طعم و بافت gelato متبحر بازگشت ... اما به طور کامل به SI فروخته شده است. نه، آنها را یخ معمولی را ندارد ... که جایی که شما زمانی که می خواهید کرم یخ ساز واقعی از مواد آلی با طعم پسته، Torrone، Cassata، خون پرتقال، دریای سنجد تلخ، کاج، و یا بارگذاری favotitten Zuppa Inglese.
مشاهده وب سایت زیبا SI اینجا را کلیک کنید: